وکالت یک مسئله حقوقی است

به طور مثال وکیل دادگستری تهران نمی تواند کلاً در شیراز وکالت نماید. معمولا افرادی که در شرف بازنشستگی هستند اقدام به فروش مجوز دفتر اسناد رسمی میکنند. به هر اندازه که یک دفتر اسناد رسمی تلاش کند تا با بنگاهها و مرامکز مختلف دولتی و خصوصی ارتباط قویتری بگیرد، میتواند درآمد بهتری کسب کند. در نهایت باید گفت که قدرت شبکهسازی و ایجاد ارتباط با سازمانها و بنگاههای مختلف دولتی و خصوصی نقش اصلی را در میزان درآمدزایی دارد. اما معمولا باید رقم قابلتوجهی بابت آن پرداخت کرد. قبل از هر چیز باید گفت که درآمد دفتار اسناد رسمی کاملا بر حسب شرایط مختلف متفاوت بوده و نمیتوان یک درآمد کلی برای آن در نظر گرفت. علاوه بر این مورد معمولا در اداره دفترخانهها باید درصدی از درآمد را به کانون سردفتران و دفتریاران پرداخت کرد که میزان آن حدود 10 درصد است. با این حال، میتوان گفت برخی دروس مانند آییننامهها و قوانین ثبتی به همراه حقوق ثبت اهمیت و ضریب بیشتری دارند.

علاوه بر آن برخی دیگر نیز وظیفه سندنویسی را در این دفاتر بر عهده دارند. ثبات یکی دیگر از ردیفهای شغلی بوده که معمولا نیاز به حضور آنها وجود دارد. به عنوان مثال، در برخی از سالها حتی این آزمون برگزار نشده است یا آنکه در برخی موارد فقط مردان میتوانستند در آن شرکت کنند. یک روز یکی از دوستان صمیمی ام که خودش هم دانشجوی حقوق بود و می دانست من خیلی دلم می خواهد درسم را ادامه بدهم رو به من کرد و گفت: همه بچه ها دارند از این جی۵ استفاده می کنند خیلی هم راضی هستند. از طرف دیگر، برخی از مشاغل و بنگاهها برای ثبت اسناد خود نیاز به استفاده از خدمات دفترخانهها را دارند. ولی فرقی که با وکالت نامه های دیگر دارد در این است که وکیل میتواند وکالت را به شخص سومی برای انجام امور بدهد. یعنی هیچ یک از طرفین بدون توافق طرف دیگر حق کم و یا زیاد کردن تعهدات توافق شده را نخواهد داشت. به هر اندازه که یک دفترخانه در یک شهر از محبوبیت و معروفیت برخوردار باشد، درآمد بیشتری نیز خواهد داشت. خرید این امتیاز بسته به اینکه محل دفتر در چه شهری بوده و شرایط آن به چه صورت است، میتواند متفاوت باشد.

تهیه پیشنویس آییننامه اخیر در معاونت حقوقی قوه قضاییه دلالت بر آن دارد که خود قوه قضاییه نیز آییننامه سال ۱۳۸۸ را معتبر و قابلاجرا نمیداند و الا طبعاً درصدد تصویب آییننامه دیگری بهجای آییننامه سال ۱۳۳۴ برنمیآمد اما آنچه که از لحاظ قانونی واضح است اعتبار آیین نامه اجرایی مصوب 1388 میباشد. علاوه بر این موارد، سفه وکیل و موکل و پایان یافتن موضوع وکالت را باید از موارد انقضای وکالت دانست. عقد وکالت به موجب ماده 656 ق.م (قانون مدنی) عقدی است که یکی از طرفین، طرف دیگر را برای انجام امری نایب خود می نماید؛که طرفین آن موکل یعنی اذن دهنده و وکیل یعنی ماذون می باشد. داشتن سابقه مناسب و تجربه خوبی که افراد از دفترخانهها به یاد دارند، به میزان درآمد آنها اضافه خواهد کرد. از همین رو مدیران آنها باید تمام تلاش خود را در جهت خوشنامی و ایجاد سابقه قابلقبول به کار گیرند. بنابراین سردفتران باید تلاش زیادی در خصوص بازاریابی دفترخانه خود انجام دهند. برای تنظیم وکالت نامه تام الاختیار نیز باید به دفتر ثبت اسناد رسمی مراجعه کرد و وکالت نامه را امضا کرد فقط بهتر است حتما با دقت متن وکالت نامه را مطالعه کنید.

اما اگر وکالت که به صورت شرط در عقد لازم نکاح آمده است به سود یکی از وکیل یا موکل باشد، در این صورت کسی که شرط علیه او می باشد ، پایبند بدان می شود ولی آنکه شرط را به شود خود تحصیل کرده است، همیشه می تواند از این امتیاز بگذرد و شرط را بر هم زند. در این گونه موارد برای حفظ حق وکیل , حق عزل موکل به صورت شرط ضمن عقد لازم سلب میشود ر . در صورت تردید , اصل بقا حق عزل و عدم توکیل به صورت وکیل لاعزل است و باید خلاف آن ثابت شود البته وکیل هم می تواند با استفاده از قرائن و امارات معتبر بلاعزل بودن وکالت را اثبات کند بدیهی است بار اثبات دعوی و اقامه دلایل به عهده وکیل است که می خواهد بلاعزل بودن را اثبات نماید و از آن به نفع خود بهره برداری کند بعلاوه تذکر این نکته نیز نمی برد مگر اینکه خلاف آن در ضمن عقد تصریح شود یا بطور ضمنی بر سقوط آن توافق شده باشد چه وکالت دادن نیابت و ماذون ساختن است نه انتقال حق یا اسقاط آن حتی بلاعزل بودن نماینده نیز حق اعمال و اجرای مورد وکالت را از موکل سلب نخواهد کرد اما دادن وکالت بصورت شرط فعل به همراه اسقاط حق ( یا انتقال آن به وکیل یا ثالث ) می تواند قرینه اعطای وکالت بلاعزل باشد و این قاضی است که باید از ظهور کلام موکل و سایر قرائن و امارات بلاعزل بودن وکالت و اسقاط حق موکل را استنباط نماید .