وکالت و انواع وکالت

در وکالت اگر برای وکیل اجرت معین شده باشد وکیل مستحق همان چیزی است که معین شده است و در صورت عدم تعیین ، وکیل استحقاق اجرت المثل خواهد داشت . چرا که سلب و اسقاط حق و تحدید اختیار نیاز به دلیل دارد و در صورت تردید، اصل بر عدم انتقال و اسقاط حق است و به بیان دیگر وجود حق را استصحاب میکنیم. یعنی به این موضوع می پردازیم که آیا موکل میتواند اعمالی انجام دهد که این اعمال او منجر به سلب اختیار و یا محدودیت وکیل در زمینه وکالت گردد یا خیر. اما وکالت به صورت عام تابع شرایط فوق نیست و هر شخصی میتواند انجام بعضی از اعمال خود را که ارتباطی به دادرسی و دادگاه ندارد به دیگری واگذار کند. با وجود این اگرچه توسل به این روش ها با استفاده بجا و مناسب و با پیروی از قانون مدنی گاهی موجب تسهیل امور برای افراد می گردد، متأسفانه در بسیاری از موارد سوء استفاده هایی نیز از آن توسط افراد سودجو و فرصت طلب شده است و این گروه در توجیه اعمال خود به فراخور نفع و منفعت خویش گاه عمل خود را وکالت صرف و گاه وکالت در مقام بیع و انتقال و گاه ترکیبی از این دو دانسته و به دفاع از خویش می پردازند.

رئیس اتحادیه سراسری کانونهای وکلای دادگستری ایران تصریح کرد: براساس قانون کانون وکلا یک نهاد مدنی مستقل است و لذا اگر بخواهیم نگاه عقلانیت را در جامعه حاکم کنیم، باید نهاد موازی جمع شود، چرا که وجود نهاد موازی به ضرر مردم است. رئیس اتحادیه سراسری کانونهای وکلای دادگستری ایران ادامه داد: متاسفانه قوه قضاییه که آماده بود تا نهاد وکالت را به گوشه ببرد، آمد و با استفاده از ماده ١٨٧، مرکز مشاوران را تشکیل داد و نطقه اختلاف را آغار کردند. وکالت دیوان (اعلی ) ؛ مقامی عالی در عهد صفویه که مرادف نیابت سلطنت بود. حدود اختیارات وکیل برابر اذن صریحی است که موکل به او میدهد و در صورت اطلاق اذن ، حدود اختیارات وکیل بر طبق متعارف و معمول خواهد بود. ایجاب و قبول می تواند بوسیله ی لفظ، نوشته یا فعل باشد منتها انعقاد وکالت در مواردی که موضوع وکالت انجام عمل حقوقی است که انعقاد یا اثبات آن نیاز به تنظیم سند رسمی دارد، وکالتنامه نیز باید رسمی باشد.

این نوع از وکالت یا برای انجام کاری و یا برای فروش و نقل و انتقال انجام میشود. درصورتی که وکیل از حدود متعارف تجاوز نماید موکل بهیچوجه الزامی به انجام دادن تعهدات او نخواهد داشت . وکالت بلاعزل :وکالت به مفهوم دادن نمایندگی است، چیزی که در قانون از آن به عنوان نیابت یاد شده و بر پایه اعتماد داده میشود. در پاسخ به پرسشی که طرح فرمودید باید گفت وکالت اعم از آنکه بلاعزل باشد یا نه، عقدی جایز است که با مرگ هر یک از طرفین یا استعفای وکیل یا عزل وکیل توسط موکل و یا با جنون هر یک از طرفین پایان مییابد. به طور مثال به شخص دیگر وکالت دهد که ملک وی را معامله یا در اداره ثبت تفکیک کند، که در عرف جامعه ما از آن با عنوان وکالت کاری یاد میشود. 4 – وکالت تسخیری : وکالتی است که از طرف دادگاهها در امور کیفری برای دفاع از متهم در جرائمی که مجازات آن بر حسب قانون قصاص نفس ، اعدام ، رجم ، حبس ابد می باشد ، به وکیل دادگستری ارجاع می شود و چنانچه متهم شخصاً وکیل معرفی ننماید ، تعیین وکیل تسخیری برای او الزامی است مگر در خصوص جرائم منافی عفت که متهم از حضور یا معرفی وکیل امتناع می نماید .

وکیلی تاکید کرد: کانون وکالت، نهادی خصوصی است که مامور به انجام خدمات عمومی و خودگردان و خودالتزام است و ریالی از بودجه دولتی استفاده نمی کند و خود را یار دستگاه قضایی می داند و تمام توان خود را صرف می کند تا در کنار قوه قضائیه و با همکاری متصدیان امر قضاوت دادرسی عادلانه را محقق کند، لذا این اقدامات دخالت گونه در فعالیت نهاد کانون وکلا مشکل ایجاد می کند. نکته ی قابل توجه در خصوص وکالت بلا عزل این است که انجام مورد وکالت در وکالت بلاعزل توسط خود موکل منع قانونی ندارد و موکل می تواند همان کاری را که به دیگری وکالت داده خودش آن را انجام دهد و در این صورت عقد وکالت منفسخ می شود. در مرحله دادرسی، اصحاب دعوا وکلای خود را به دادگاه معرفی میکنند. از این رو اگر آقای (الف) برای مطالبه اجاره بهای پرداختنشده از سوی مستأجرش به آقای (ب) وکالت دهد، چنانچه آقای (ب) دارای پروانه وکالت باشد، اجازه اقامه دعوا و حضور در دادگاه و دفاع از او را دارد و اگر وی وکیل دادگستری نباشد، تنها میتواند با این وکالتنامه با یک وکیل دادگستری قرارداد وکالت تنظیم کند تا وکیل دادگستری اخیر (که دارای پروانه وکالت است) نسبت به مطالبه حقوق آقای (الف) اقدام کند.