وکالت تام الاختیار چیست؟

توجه داشته باشید هرکسی که خود را به زبان وکیل پایه یک دادگستری معرفی کرد، لزوماً مجوز این کار را ندارد و الزاماً وکیل نیست و بسیار دیده می شود که افراد غیر متخصص با دایرکردن و ثبت یک مؤسسه که متأسفانه کار سختی هم نیست و نظارت چندانی هم وجود ندارد اقدام به معرفی و تبلیغ و قبول پرونده های حقوقی نموده و آن پرونده ها را به وکلای جوان و کارآموزان وکالت با دستمزد کم واگذار نموده و عمده منافع را خود به جیب می زند، صرفا برای دلالی پرونده های حقوقی ! در فقه امامیه عقد وکالت جایز است و هر یک از دو طرف حق فسخ آن را دارند اما طرفین عقد وکالت می توانند آن را ضمن عقد لازمی شرط کنند و حق فسخ خویش را حسب مورد محدود یا سلب نمایند مشهور فقهای امامیه شرط وکالت در عقد ازدواج یا در هر عقد لازم دیگر را پذیرفته اند در تعلیل و توجیه سلب حق عزل چنین گفته اند چون عقد جایز از عقد لازم کسب لزوم می کند و به صورت تعهد فری در می آید مادام که عقد اصلی به قوت خود باقی است تعهد فرعی نیز معتبر است و شخصی که چنین تعهدی کرده است فاقد حق عزل می باشد اما اگر شرط ( وکالت ) در ضمن عقد جایزی باشد , اعتباری بیش از عقد جایز کسب نمی کند در نتیجه می توان با فسخ عقد اصلی عقد جایز را که به صورت شرط در آمده است فسخ نمود .

این عبارات و امثال آن وقتی در متن عقد وکالت آمده باشد؛ دال بر وکالت بلاعزل می کند و دیگر موکل نمی تواند وکیل خود را عزل یا وکالت را فسخ نماید. به موجب مفاد مواد 678، 954 و683 ق.م با موت، جنون و سفه زمانی که رشد موثر باشد و هرگاه متعلق و مورد وکالت از بین برود یا موکل آن را انجام دهد یا مدت زمان نمایندگی وکیل در مورد وکالت منقضی شود؛ وکالت منفسخ و ازبین می رود. تعیین مدت برای وکالت و قراردادن وجه التزام آن را به صورت وکالت بلاعزل در نمی آورد . 2- حسب الاظهار موکل ضمن عقد خارج و لازم که بین موکل و وکیل منعقد گردید موکل حق عزل وکیل را به مدت 60 سال(کمتر یا بیشتر) از خود سلب و ساقط نمود. ذكر اين نكته ضروري است، كه بلاعزل بودن وکیل مانع انجام عمل مورد وکالت توسط موکل نخواهد بود، بنابراين اگر شخصی در ضمن یک عقد لازم مثل عقد بیع بهعنوان وکیل انتخاب شده باشد و یا به صورت توافقی در وکالتنامه اشاره به وقوع “عقد لازمی” شود و عبارت “ضمن عقد خارج لازم” درج شود، طرف مقابل یعنی موکل، حق عزل وکیل را ندارد.

وکالت مطلق به این معنا است که وکیل اختیار انجام همه امور مربوط به موکل و اداره اموالش را دارد و وکالت نامه مقید یعنی وکیل فقط اختیار انجام اموری که در وکالت نامه قید شده است را دارد. در بعضی از انواع وکالتنامه های وکیل می تواند این اختیار را داشته باشد که حدود اختیاراتی که در مورد آن از موکلش وکالت دارد را به شخص دیگری وکالت دهد. با تنظیم وکالت نامه و امضای آن توسط وکیل و موکل، طرفین حقوقی نسبت به یک دیگر پیدا میکنند که بر طبق وکالت نامه باید به انجام برسد. یا در حالتی دیگر شخصی وکیل میگیرد برای خرید خانه، در این صورت وکیل ایشان نمیتواند برای کارهای طلاق ایشان اقدامی کند. برابر قانون اساسی، در همه دادگاهها طرفین دعوا حق دارند برای خود وکیل انتخاب کنند و اگر نداشته باشند، باید برای آنها امکانات تعیین وکیل فراهم شود. از این رو اگر آقای (الف) برای مطالبه اجاره بهای پرداختنشده از سوی مستأجرش به آقای (ب) وکالت دهد، چنانچه آقای (ب) دارای پروانه وکالت باشد، اجازه اقامه دعوا و حضور در دادگاه و دفاع از او را دارد و اگر وی وکیل دادگستری نباشد، تنها میتواند با این وکالتنامه با یک وکیل دادگستری قرارداد وکالت تنظیم کند تا وکیل دادگستری اخیر (که دارای پروانه وکالت است) نسبت به مطالبه حقوق آقای (الف) اقدام کند.

فردی که امور به او واگذار میشود وکیل و کسی که به شخص دیگری وکالت میدهد، موکل نام دارد. فقط بهتر است توجه داشته باشید که برای انجام امور جزئی به وکیل وکالت بلاعزل بدهید نه امور کلی. اگر با سند عادی و غیررسمی عقد وکالت تنظیم شود، در مورد وکالتنامههای تنظیمی در ایران وکیل میتواند زیر وکالتنامه تأیید کند که وکالتنامه را موکل شخصاً در حضور او امضا یا مهر کرده یا انگشت زده است و اگر وکالت در خارج از ایران داده شده باشد، باید به گواهی یکی از مأموران سیاسی یا کنسولی جمهوری اسلامی ایران برسد. مطابق قانون، موارد زیر عدم حضور با عذر موجه برای وکیل محسوب میشود: فوت یکی از بستگان مانند پدر و مادر؛ بیماری که مانع حرکت او شود یا حرکت برای درمان او مضر تشخیص داده شود؛ مانند سکته قلبی و آنفلوانزا؛ حوادث قهری مانند سیل و زلزله و وقایع خارج از اختیار وکیل که مانع حضور او در دادگاه شود. مانند آن که پرواز هواپیما به تأخیر بیفتد و زمان کافی برای حضور او با وسایل نقلیه دیگر وجود نداشته باشد. طبق آنچه در ماده ۶۵۶ قانون مدنی به آن اشاره شده است وکالت عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین طرف دیگر را برای انجام امری نایب خود مینماید.