تاثیر فوت در وکالت بلاعزل

علاوه بر این، وکالت عقدی است جایز بدین معنا که هر یک از طرفین هر زمان که بخواهند می توانند آن را فسخ کرده و برهم بزنند. وی شاه بیت هجمه ها به کانون وکلای را در “آیین نامه استقلال کانون های وکلای دادگستری” عنوان کرد و گفت: این آیین نامه در اواخر دوره رئیس سابق قوه قضاییه بدون اینکه متولی اصلی آن یعنی کانون های وکلا نقشی داشته باشند، تدوین شد و از کانون های وکلا خواسته شد که نظرات خود را اعلام کنند که در این زمینه کانون های وکلا اصلاحاتی را روی آن انجام دادند و به قوه قضائیه تحویل دادند که اعلام شد آن را دیر آورده اید. مستقل باشد و بتواند بدون واهمه و ترس از بیکار شدن و ابطال پروانه در هر پرونده ای خصوصاً پرونده های سیاسی و جنائی وکالت کند و از حق موکلش دفاع کند. این حرفۀ رسمی در پی لایحۀ قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری، مستقل اعلام گردید. وی با بیان اینکه نهاد کانون وکالت طی دهه های گذشته روزگار پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته، اعلام کرد: ما حرفه و استقلال خود را سیاسی نمی دانیم، اما این روزها اتفاقاتی می افتد که گویا در حال رجعت به سال ۱۳۱۵ و ماقبل آن هستیم.

از آنجا که با پیشرفته شدن و پیچیده شدن جوامع و ایجاد محاکم و دادگستری ها در تمام کشورها، انواع و اقسام قوانین حقوقی و هزاران و بلکه صدها هزار قانون و بخش نامه و آیین نامه ها در انواع حوزه های اجتماعی متناسب با نیازهای زندگی مدرن ظهور و بروز پیدا کرد، لذا ضرورت داشت که مردم عادی در دعاوی خود از وکیل دادگستری به عنوان مدافع حقوق خود استفاده کنند و لذا علاوه بر شرایط عمومی که یک وکیل عادی و سنتی لازم دارد، شرایط اختصاصی و قوانین مخصوص این نوع وکیل نیز تصویب گردیده و دارای یک نهاد ویژه به نام کانون وکلای دادگستری است. وکیلی تاکید کرد: کانون وکالت، نهادی خصوصی است که مامور به انجام خدمات عمومی و خودگردان و خودالتزام است و ریالی از بودجه دولتی استفاده نمی کند و خود را یار دستگاه قضایی می داند و تمام توان خود را صرف می کند تا در کنار قوه قضائیه و با همکاری متصدیان امر قضاوت دادرسی عادلانه را محقق کند، لذا این اقدامات دخالت گونه در فعالیت نهاد کانون وکلا مشکل ایجاد می کند. ماده 667 قانون مدنی در این باره مقرر می دارد که وکیل باید در تصرفات و اقدامات خود مصلحت موکل را مراعات نماید و از آنچه که موکل بالصراحه به او اختیار داده یا بر حسب قرائن و عرف و عادت داخل اختیار او است تجاوز نکند.

پس به طور کلی در مورد این قرارداد میتوان گفت که قراردادی است که در آن یکی از طرفین، برای انتقال مال خود به دیگری وی را نایب خود قرار میدهد و برای این منظور در ضمن عقد شروطی را درج میکند که طبق آن کلیه حقوق و اختیارات موکل به وکیل تفویض میگردد. مدافع طرف یا به منظور تطویل محاکمه به وسیله خدعهآمیزیمتوسل شوند. به موجب ماده ۶۵۶ قانون مدنی وکالت عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین طرف دیگر را برای انجام امری نایب خود قرار میدهد. ایجاب و قبول می تواند بوسیله ی لفظ، نوشته یا فعل باشد منتها انعقاد وکالت در مواردی که موضوع وکالت انجام عمل حقوقی است که انعقاد یا اثبات آن نیاز به تنظیم سند رسمی دارد، وکالتنامه نیز باید رسمی باشد. در عمل غالباً وکالت بلاعزل در مواردی که مورد وکالت جزئی است داده می شود و کمتر کسی حاضر می شود که دیگری بطور مطلق یا در تمام امور وکیل بلاعزل او باش زیرا اگر چه با اعطا نمایندگی حق انجام مورد وکالت از خود موکل سلب نمی شود اما تفویض نیابت لاعزل برای موکل نگران کننده و مسئولیت آفرین است چه بطور غیر مستقیم یا بطور ضمنی موجب سلب حق اجرای بعض از حقوق مدنی است و مخالف با قاعده ای است که در ماده 959ق .

وکیلی در پایان به حواشی ایجاد شده در مراسم جشن روز وکیل که در یکی از مجتمع های تفریحی کرمانشاه برگزارشد اشاره کرد و افزود: ما هنجارها را پاس می داریم و با هنجارشکنان مقابله کنیم. با این وجود، ماده 679 قانون مدنی در تعریف وکالت بلاعزل بیان می دارد که موکل میتواند هر وقت بخواهد وکیل را عزل کند مگر اینکه وکالت وکیل یا عدم عزل در ضمن عقد لازمی شرط شده باشد. لازم به ذکر است در جایی که وکیل در حدود متعارف رفتار کرده باشد اما معامله به مصلحت موکل واقع نگردد، معامله نافذ می باشد. م ( قراردادهای خصوصی نسبت به کسانی که آنرا منعقد نموده اند در صورتی که مخالف صریح قانون نباشد نافذ است ) بنابراین اشخاص به راحتی می توانند توافقهای خود را در قالبهای غیر از عقود معین بریزند و در این وادی هیچ محدودیتی غیز از مخالف صریح قانون ندارند به عبارت دیگر عقود لازم حصری نیستند و لازم نیست که عنوان شناخته شده ای داشته باشند بلکه بستگی به خواست و اراده و انتخاب دو طرف قرارداد دارد ( مفاد ماده 10و 754ق .